بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
161
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
و بايد كه پس از شصتسالگى حجامت نكنند كه سبب زيادى يبس مىشود در جلد . و اطفال را به هيچ وجه حجامت نكنند كه ضعف عظيم در تن ايشان پديد آيد و بر آن بمانند . و كودكان را تا ممكن بود حجامت نكنند . و بعد استحمام تا آسايش تمام حجامت نكنند زيرا كه در حجامت خون رقيق مىآيد و گرمابه خون را رقيقتر مىسازد ، مگر وقتى كه ترقيق مطلوب بود . و مردمى را كه دل و يا معده ضعيف باشد و يا جگر سرد ، حجامت نكنند كه مضرت حجامت بدين اعضا زودتر و بيشتر رسد . و آماسهايى را كه خواهد پختن و سركردن ، حجامت نكنند تا خون لطيف پزاننده خرج نشود و ماده خام مفسد نماند و طبع خنازير گيرد و مضرت رساند مگر وقتى كه ضرورت عظيم باشد . و اما آنجا كه محل آماس سرخ شده باشد و آن محل لايق آن نباشد كه ماده آن را پزانند تا سر كند يا به جهت كمگوشتى و يا جهت شرافت عضو و امثال آن ها ، ماده آن را تمام به حجامت بايد كشيد به شرطى كه دانند كه آن ماده به حجامت پاك مىشود و تحقيق آن بر طبيب حاذق متعلق است . و بايد كه حجامت بر موضعى كه در قوت آن عضو يا عضوى قريب به آن قصورى به حجامت آن مىشود ، نكنند چنانچه بر حوالى حافظه از پس سر در قوت حفظ و بر اخذ عسر در قوت عصب و بر مهرههاى پشت از برابر معده در قوت معده و در ما بين و رگين كه آن را قطن گويند به تحريك در قوت گرده و باه و اشباه اين ها و همچنين بر عضوى كه شرايين باشد و به پوست نزديك بود ، حجامت نشايد كه بيم آفات مذكوره بود و بعد درست شدن شريان در قواى حيوانى قصور واقع شود . و بايد كه حجامت در مقامى كنند كه هواى آن به گرمى مايل بود و حمام فاتر و مسلخ آن نيكو بود . و باقى رعايات حجامت در اكل و شرب و دقت قريب به فصد بايد كردن و منافع مخصوص حجامت در معالجات به تقريب معلوم گردد ان شاء اللّه تعالى . اما در افكندن علق كه آن را زلو و زرو و زرده و ديوچه گويند . و بايد كه چون آن را گرفتند نخست آن را نگونسار بدارند تا آنچه در شكم او باشد قى كند ، آنگاه اندكى خون مرغ يا گوسفند جوان يا اشباه آن در ظرفى پيش او ريزند تا اندكى از آن بخورد . پس بردارند و پاك كنند و بر عضوى كه خواهند برافكنند . آن موضع را نخست بمالند تا سرخ شود و آنگاه ديوچه فروگذارند . و اگر دير مىگيرد ، آن موضع را به خون يا به گل سرشوى و يا طحلب آلوده كنند و اگر آن را در ماسوره كنند و از طرف سر بر عضو گذارند بهتر فرمان برد . و هرگاه خواهند كه بازافتد ، قدرى نمك يا بوره يا خاكستر كتان يا پشم سوخته يا اسفنج سوخته بر وى پاشند بر نزديكى دهن و محل مزيدن او . و چون بازافتد اگر ميسر بود آن موضع به محجمه و امثال آن بمزند و اگر نتوان به انگشت بمالند و بفشارند و به آب گرم بشويند تا مزيده او پاك شود و اثر آن زايل گردد . و اگر خون بازنايستد ، مازوى سوده يا گرد سفال نو يا شب يمانى سوده بر جراحت آن كنند . و منفعت او در عضو معلول آنگاه ظاهر شود كه بعد از تنقيه بدن به مسهل يا فصدى استعمال كنند .